"رازِ نادر"

برنامه "راز" را بدون شک میتوان جزو معدود برنامه های موفق صدا و سیما در ارایه معارف انقلاب اسلامی دسته بندی نمود. نادر طالب زاده در شب های ماه مبارک رمضان 90 دقیقه فرصت داشت تا با گرفتن آنتن شبکه از چنگ مدیران صدا و سیما و دعوت از انقلابیونی که مردم از دیدن آنها در رسانه محروم شده بودند ثابت کند که هنوز انقلاب خمینی حرف های زیادی برای گفتن دارد و ثابت کند " اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید "(1) شاید اگر صدا و سیما تنها به اندازه ی یک صدم زمانی را که در اختیار تولیدکنندگان برنامه های مزخرف و بی محتوا گذاشته است در اختیار فرزندان خمینی کبیر می گذاشت امروز با مشکلات رنگارنگ فرهنگی و اجتماعی در کشور مواجه نبودیم. بیگانه بودن با اندیشه های امام و آرمانهای انقلاب، ریشه اصلی معضلات فرهنگی و اجتماعی امروز ماست که برنامه راز با پرداختن به این آرمانهای فراموش شده با زبانی ساده و شیوا و از دریچه گفتار سربازان و سرداران جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و با بهره گیری مناسب از زبان مستند توانست طیف وسیعی از مخاطبین را جذب نموده و رکورد گفتگوهای زنده تلویزیونی از شبکه4 سیما را بشکند. گرچند تصور این موضوع هنوز هم برای مدیران غیر فرهنگی! صدا و سیما سخت است اما باید به این باور رسید که تنها با تبدیل کردن برنامه هایی مانند "راز" به یک روند همیشگی ، می توان امیدوار به پدیدار شدن نشانه های تحول مورد انتظار ره بر انقلاب بود.
آنچه که فاصله وضعیت امروز صدا و سیما را با وضعیت آرمانی خود زیاد می کند ترویج اشرافی گری، مدگرایی، راحت طلبی، دینداری منهای سیاست، خرافه پرستی، شخصیت پردازی کاذب(بازیگران،فوتبالیستان،مجریان و...)، سرمایه داری، پول پرستی، مقدس نمایی، لمپنیزم، گسترش موسیقی های مبتذل و... می باشد. به شکلی که بوی تعفن آنها از برنامه های سانتیمانتالیزمی صدا و سیما مشام هر بیننده و شنونده ای را آزار می دهد.
آنچه "رازِ نادر" را در چنین شرایط مشمئز کننده ای از سایر برنامه های متداول صدا و سیما متمایز می کند نوع نگاه آرمانی و جهان وطنی به مقوله انقلاب اسلامی است. نگاهی که ایمان دارد "تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام ائمه هدی(ع)، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» باشد."(2)
رازِ مؤفقیت راز را باید در تقید و دلبستگی اش به این آرمانهای فراموش شده انقلاب اسلامی و فرار از محافظه کاری، محدودنگری و تعارف های رایج در برنامه های صدا و سیما جستجو کرد.
ایجاد امید به آینده، گسترش دینداری و اخلاق در افق انسان ترازِ انقلاب اسلامی، ترویج روحیه استکبارستیزی و ایثار و از خودگذشتگی، نمایاندن افق های جدید در گستره ی آرمانهای انقلاب اسلامی، معرفی هنرِ متعهد و فراتر بردن دغدغه های فکری جامعه از سطح دعواهای سیاسی و جناحی به سمت قله های رفیع اندیشه های امام روح الله و ره بر فرزانه انقلاب را می توان از دیگر ویژگیهای ممتاز این برنامه، که شایستگی تکرار چندین باره را دارد، به حساب آورد.
"حاج نادر طالب زاده" با توجه به روحیه انقلابی و منحصر بفرد خود توانست در حد بضاعت، گوشه ای از غبارهای نشسته بر انقلابِ محروم از رسانه را کنار بزند، آنچنان که شهید آوینی نیز اگر می بود همان می کرد که حاج نادر کرد.

شایسته است برای آنکه تولید برنامه هایی مانند راز در مسیر تحول در صدا و سیما؟؟!! بعنوان یک روند پذیرفته شود جنبش وبلاگی حمایت از آن در بین و بلاگ نویسان متعهد راه اندازی شود، تا از این طریق بتوان پیام تحول خواهی ره بر انقلاب از صدا و سیما را بلندتر فریاد زد.
مثل دریا ناله سر کن در شب طوفان و موج
پی نوشت:
یادداشت های یک غایب
تکثیر این حرکت در شهرها و استانهای دیگر یک نیاز جدی برای نیروهای انقلابیِ فعال در این فضا می باشد. اگر از تشریفات زاید کاسته شود ، این جلسات را بارها و بارها میتوان تکرار کرد و برکات و نتایج آن را به نظاره نشست. اولین و حتمی ترین ثمره برگزاری اینگونه نشست ها ایجاد انگیزه برای نوشتن است. جوشش فکری وبلاگ نویسان متعهد ، پیرامون موضوعات اصلی انقلاب از راه ایجاد دغدغه و تبدیل نمودن آنها به مسئله ذهنی نیز می تواند به عنوان یک خروجی مهم مورد مداقه و توجه برگزارکنندگان این محافل قرار گیرد.
در کامنتی که در وبلاگ یکی از دوستان برگزار کننده این جلسه گذاشته بودم به موضوعات ذیل به عنوان بخشی از دهها مطلبی که در این جلسات میتوان بدانها پرداخت اشاره کرده ام:
۱. آشنایی با فضای فکری،فرهنگی و هنری دهه اول انقلاب در اهواز و نحوه معرفی و بازآفرینی آن فضا
2. چگونگی تولید و پرورش افکار عدالت خواهانه با خاستگاه انقلاب اسلامی
3. چگونگی برقراری ارتباط موثر بین نیروهای انقلابی با جامعه خصوصا طبقه جوان
4. نحوه ایجاد ارتباط و بهره گیری از اندیشه های حضرت روح الله و ره بر انقلاب و چگونگی انتشار آنها
5. آموزش نحوه استفاده از فضاهای سایبری جدید با حوزه مخاطبین بیشتر و دائمی
6. بررسی معضلات فرهنگی شهر اهواز
7. بررسی نحوه تاثیرگذاری بر فضای مدیریتی،رسانه ای،فرهنگی و ... استان
۸. پیگیری مطالبات ره بری و تبدیل نمودن آنها به مسئله اول کشور و همچنین ایجاد جنبش های و بلاگی در مطالبه آنها از دستگاههای مسئول
۹. چگونگی تغییر نگاه جامعه به رهنمودهای ره بر انقلاب از یک سخنرانی به یک متد ، برنامه و فرمول نجات بخش
(البته دو مورد آخر را جدیداٌ اضافه کرده ام و در آن کامنت نیست)
امیدوارم دوستان این مطلب را بعنوان سهم من در برگزاری این جلسه(البته با بضاعت اندک این حقیر) به عنوان یک غایب پذیرا باشند.
لگد زدن به میت!
تجمع جلوي منزل كروبي با هر دليلي كه صورت گرفته باشد عين بي بصيرتي و مصداق بارز لگد زدن به ميّت است.نفر چهارم انتخابات امروز مسئله اصلي كشور نيست كه بخواهيم به آن فكر كنيم . موسوي و كروبي مردگان سياسي بيش نيستند و اهميّت دادن به آنها به هر شكلي كمك كردن به احياء آنها خواهد بود." رقيب آراء باطله " و همپالكي هايش كه حتي برخي از دوستان اصلاح طلبشان سعي بر تبري و دوري جستن از آنها دارند امروز بيش از گذشته نيازمند ديده شدن و توجه هستند .چرا و با كدام منطقي ما بايد به ايجاد فضا براي مظلوم نمايي آنها كمك نمائيم؟
زيست و حيات اين جماعت منوط به تنش و درگيري است و بايد تدبير نماييم تا در زمين دشمن بازي نكنيم. كروبي و موسوي امروز مسأله صدم كشور هم نيستند. ما دهها و بلكه صدها مسأله به زمين مانده مانند: الگوي اسلامي ايراني- پيشرفت، نقشه جامع علمي كشور، مهندسي فرهنگي، نوسازي معنوي، مبارزه با فقر، فساد و تبعيض، عدالت، نهضت توليد علم و جنبش نرم افزاري، اصلاح الگوي مصرف، اجراي سياستهاي كلي اصل 44، استكبار ستيزي، جهاني سازي، صدور انقلاب، تدوين علوم انساني مبتني بر مدل اسلامي، بازخواني انديشه هاي امام و ... براي فكر كردن و پيگيري داريم كه ديگر فرصت به اين چيزهاي بي ارزش نمي رسد. مسائلي كه بارها حضرت آقا به آنها تأكيد نموده و ما غفلت كرده ايم و اين مسائل را به يك دغدغه جدي براي خود و جامعه پيراموني خود تبديل ننموده ايم و هيچ ضريبي در منظومه فكري خود براي آنها قائل نشده ايم.
من با هرگونه تجمع مقابل منزل كوتوله هايي مثل كروبي ، موسوي ، صانعي ، دستغيب و ... مخالفم و آن را موجب فراموش شدن مسائل اصلي كشور ميدانم.
بعد نوشت:
۱. حتماً وبلاگ طبقه3 را ببینید.
ماه بازگشت
بعد نوشت:
۱. رمضان امسال نیز در حال اتمام است و بهره من اندک. بارالها خود به حال بنده حقیرت نظری کن و او را از بند هواها و هوسها رهایی ده.
۲. اولین قدم در تربیت نفس تفکر است. این تفکر است که ما را به شناخت می رساند و شناخت به عاشق شدن ما منجر خواهد شد. قدر مسلم آن است که تا عاشق نباشی عامل خوبی نیز نخواهی بود. پس اگر می خواهیم اعمالمان بر مسیر صواب قرار گیرد باید از مرتبه تفکر شروع کنیم و این تمرین و ممارست می خواهد.
۳. رمضان یک فرصت ویژه برای تفکر در آیات قرآن است این فرصت را ساده از دست ندهیم.

